پائیز

خرید بک لینک

پائیزِ جان، پائیز من،


نام دیگرم،
دوست دارمت؛
ای فصل عاشقی،
ای بارش غزل،
ای فصل من،...
تنها تو را،
تنها،
به دستِ خودت می سپارمت!...
در این میان،
ای مهربان،
با هرچه نم نمِ باران،
از چشم آسمان،...
تنها تو را،
تنها، به آغوشِ خودت می فشارمت...
ای جان،
نمی شود...
نمی شود
که بی عطرِ انارها،
دور از شکوفه ها،
تنها شوی!...
نمی شود
که بی نسیم،
بی مهر رها شوی...
پائیز من،
ای فصلِ برگریزِ غصه دار من...
ای تنهاترین خیال زمین،
در قصه های من...
ای عشق،
در قامتِ خزانِ شعرهای من...
یک روز می رسد،
که از کوچه باغِ خاطره...
از چشم ناز تو، خود را ببارمت...
از رنگ ناب تو،
از نبض یاد تو،...
بهارِ فصلهای من،
نفس نفس می شناسمت...
ای جانِ من...
پائیزِ من...
یک روز می رسد
که تو را...
تنها،
به آغوش یلدا، از چشم آذر می سپارمت...
پائیز من،
ای فصلِ برگریزِ غصه دار من...
تنها تو را،...
نام دیگرم،
بهار فصلهای من،
نفس نفس،
دوست دارمت...
دوست دارمت...
دوست دارمت...
ای فصل من،
تنها تو را،
تنها،
به دستِ خودت می سپارمت!...

نویسنده : علیرضا_مقدس

کارگاه بیداری بیان...

ما را در سایت کارگاه بیداری بیان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 53 تاريخ: يکشنبه 5 آبان 1398 ساعت: 13:16

صفحه بندی