شاید که مثل او دوباره کسی پیدا شود...
شاید که عشق او،
دوباره به نگاهی نفیس،
شکیل تر...
شاید دوباره به نبضی هویدا شود...
اما چه گویم بر این هجوم؟...
هجوم تلخ چشمها...
مانند من،
دیگر کسی عاشق شیدا، کمی مجنون، نمی شود...
دیگر شبیه دیوانه ای چو من،
به حالِ زار آینه
پیدا نمی شود...
بر این خیال رفته
هوائی به نم نم باران،
بهاری... تر،... لاله زار نمی شود...
دیگر نمی شود!...
هیچ نمی شود...
من در حزین فروغ او بی نام... بی نشان،
با ما دگر هیچ،...
عشق، دوباره عشق... عشق نمی شود...
عاشق به حال جان، بر جان... به مژگان،
شیوا نمی شود...پیدا نمی شود...
(علیرضا مقدّس)کانال تلگرام بیداری بیان کارگاه بیداری بیان...
ما را در سایت کارگاه بیداری بیان دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 30
تاريخ: شنبه
20 شهريور
1395 ساعت: 12:26